
وقتی سن زن در ازدواج بیشتر از مرد است/خواستههای مشترک اساس زندگی
زمانیکه زن۳۵ ساله با مردی ۲۵ساله ازدواج کند؛ این زن بعد از مدتی در سراشیبی پیری می رود، اما مرد در اوج زیبایی و روابط اجتماعی است.
یکی از باورهای عمومی این است که تفاوت سنی بین دختر با پسر ۳-۷ سال باشد. از نظر روانشناسان و از نظر علمی اینکه زن ۲-۳سال از مرد بزرگتر باشد، در بین زوجین تاثیر بسزایی در زندگی مشترک آنها نداشته و مشکلی به وجود نمیآید و تفاوت سنی در حد معقول و منطقی است.
البته باید در نظر داشت دختر ۱۹ساله با پسر ۱۷ساله خیلی متفاوت هستند، زیرا دختر ۱۹ساله از نظر جسمی زودتر از پسر ۱۷ساله به بلوغ رسیده است و آنها با هم هیچ تفاهمی نداشته که این خود باعث اختلال در رابطه آنها میشود، اما اگر دختر۲۸ ساله و پسر۲۶ساله ازدواج کنند؛ اگر تمام شرایط فرهنگی، اقتصادی و تحصیلات خانوادهها با هم دریک رده باشند و دختر و پسر همه دیگر را دوست داشته باشند، مشکلی به وجود نمیآید.
روانشناسان به این مساله اعتقاد دارند که اگر همه مسایل حل شده باشند، سن نمیتواند رابطه زن و شوهر را بهم بزند.
در بعضی از فرهنگها ممکن است در خانوادهای مردسالاری باشد و اگر سن زن کمتر از مرد باشد، مرد میتواند برآن زن غلبه و تسلط داشته و حتی با زن خود برخورد فیزیکی کند. اما این مقوله منتفی است؛ زیرا ممکن است یک دختر۱۸ساله یک مرد ۴۰ساله را تحت تسلط و تابع خود قرار دهد.
گاهی اوقات شاهد ازدواج مردی۵۰ساله با زن ۶۰ساله هستیم که در این مواقع هیچ مشکلی از لحاظ تفاوت سنی به وجود نمیآید. زیرا خواستههای آنها از زندگی مشترک با هم یکسان است.
روانشناسان معتقدند زمانیکه زن۳۵ ساله با پسر ۲۵ساله ازدواج کند؛ این زن بعد از مدتی در سراشیبی پیری می رود، اما مرد در اوج زیبایی و روابط اجتماعی بوده و هنوز رفتار بچگانه خود را ترک نکرده و علاقه دارد با دوستان جوان رفت و آمد کرده و به تفریح برود؛ اما زن تمام این دورهها را قبلا گذرانده و به آرامش احتیاج دارد.
از لحاظ علمی نیز ، بر اساس قانون طبیعت معمولا زنان از لحاظ اندامی و فیزیولوژی زودتر از آقایان فرسوده شده و بعد از مدتی در ارتباطات زناشویی دچار اختلال شده و برای مردان رضایتبخش نخواهد بود که این امر منجر به بروز اختلالات و مشکل میشود.
خیلی از زنان جامعه ما، حتی زنان مدرن و امروزی به شوهر به عنوان پدر؛ پشتوانه و حامی نگاه میکنند و در تصورات خود میخواهند با مردی ازدواج کنند که بسیار جا افتاده و پخته است؛ اما اگر همین زن با مردی ازدواج کند که از خود کوچکتر باشد، زمانی مرد مرتکب اشتباهی شود، او را مورد تحقیر و سرزنش قرار داده و میگوید«اشتباه کردم با بچه ازدواج کردم» که این طرز تفکر باعث اختلافات زناشویی میشود.
در برخی مواقع در این ازدواجها جنبه دوست داشتن و منطق ملاک نیست و افراد طبق شرایط حاکم بر آن زمان ازدواج میکنند. مثلا پسران مجرد به علت عدم امکانات مالی، مسکن و یا درآمد، شرایط منطقی را نادیده گرفته و خواهان ازدواج با زنان سن بالاتر از خود هستند که وضعیت مالی مناسبی دارند. بعد از مدتی که مرد زندگی خود را سرو سامان داد و شغلی مناسبی پیدا کرد و مشکل مالیاش حل شد، متوجه خلاء آن نیازهای دیگر که قبلا نادیده گرفته، میشود و آن نیازها به تدریج بیشتر شده و همسران دچار نارضایتی از هم میشوند و این سرآغاز مشکلات و درگیریهاست.
مساله دیگر فشار افکار عمومی، اقوام، خانواده و دوستان است که معمولا به حق و یا نا به حق ؛ مردان را موجب تحقیر و سرزنش قرار داده و مدام به آنها میگویند«تو به خاطر پول ویا با مادرت ازدواج کردی »این باعث میشود، از طرف اطرافیان فشارهایی را به فرد وارد شده و فرد احساس عدم مقبولیت اجتماعی کرده که با این کار رضایت فرد را از او می گیرند.
باید متذکر شد، هیچ روانشناسی توصیه نمیکند که مردی با زنی که سن بیشتر دارد، ازدواج کند یا نکند، و اگر چنین اتفاقی بیافتد، با یک جلسه مشاوره میتوان آنها را برای ادامه مسیر راهنمایی کرد.
برنا